ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
18
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
آورده و در اين كار موفق بوده است . مقالهء وى بسيار محكم است و مىتوان براى رفع نقصى كه در بحث كارادو وو هست از آن استفاده كرد . سخنرانى كرامرس تحت عنوان « نوشتههاى جغرافيايى اسلام همچون پديدهاى فرهنگى » ، نيز مانند مقالهء وى تازه و خلاصهاى - متأسفانه بسيار كوتاه - از آن تا روزگار ما معروف است ( 1934 / 1353 ه . ) . 40 دو مقالهء ديگر هست كه رنگ كلّى دارد ، ولى دربارهء مؤلّفان يا مسائل خاص ، مطالبى مفصل آورده است . يكى به قلم روسكا ( 1927 / 1346 ه . ) است كه تحقيقات او دربارهء علوم طبيعى اسلامى معروف است . هدف وى اين بود كه مقالهء شوارتز را تكميل كند و تكامل علم را در مدت سى سال پس از آن توضيح دهد ، ولى دامنهء كار او وسعت گرفته و آشكارا از حدود اصلى تجاوز كرده است و به صورت بحث كلّى از تكامل جغرافياى اسلامى در آمده و ضمن آن به نقش اقوام مختلف در بناى تمدن اسلامى و رشد جغرافياى توصيفى و نجومى ، كه نتيجه آن بود ، توجّه بسيار شده است . قسمت اساسى مقاله به جغرافياى توصيفى و سفرنامهها اختصاص دارد و مختصرى دربارهء چهل تن از مؤلّفان آورده كه غالبا از محتويات كتابهايشان نيز شمّهاى هست . ضمنا نام بعضى از دانشوران را كه به فارسى چيز نوشته و با جغرافياى عربى رابطهء نزديك داشتهاند به مقالهء خويش افزوده 41 و كارى بجا كرده است . مقالهء ديگر از كرامرس است كه از پيش ياد او كردهايم و در ذيل دايرة المعارف اسلام ( 1934 - 1936 / 1353 - 1355 ه . ) چاپ شده است . 42 وى ضمن بحث از روشهاى اساسى علم جغرافياى عربى فهرستى منظم از معروفترين جغرافيدانها و سفرنامه نويسان در زبان عربى ، فارسى ، و تركى با اشاره به منابع فراهم آورده و با مهارتى كم نظير مشخصات و خصايص نوشتههاى جغرافيايى عربى را آشكار ساخته است . ولى مقاله وى چون همهء مطالب دايرة المعارفها بسيار مختصر است اما مدخلى نيكو براى تحقيق دربارهء اين مادهء پردامنه تواند بود . فهرست منابع موجود نيز در آخر مقاله براى راهيابى به تحقيقات بىشمار دربارهء موضوع كمكى مؤثر است . مقالهء شوى ، كه از متخصصان علوم دقيقه است ، از بعضى جهات تكملهاى سودمند براى مقالههاى روسكا و كرامرس تواند بود . اين مقاله در مجلهء جغرافيايى امريكا چاپ شده ( 1924 / 1343 ه . ) 43 و به طور كلى نيازمند هماهنگ ساختن است زيرا نويسنده از بعضى مسائل جغرافياى نجومى ، و بخصوص تعيين طول و عرض جاهاى مختلف به وسيلهء مسلمانان ، با تفصيل بسيار سخن مىگويد . گر چه همهء اين مقالات مدخلى شايسته براى تحقيق دربارهء نوشتههاى جغرافيايى عربى تواند بود ، و تصويرى روشن از روشهاى اساسى آن و از بزرگانى كه در اين زمينه تأليف كردهاند به دست مىدهد ، براى تحقيقات مفصل و دقيق دربارهء مؤلّفان و مصنّفاتشان به منابع بزرگى كه نه به منظور مطالعه بلكه براى مراجعه فراهم آمده توسل بايد جست . نخستين چيزى كه